شهادت زیباست خدایا آنگونه زنده ام بدار... که نشکند دلی... از زنده بودنم...! و آنگونه بمیران که... به وجد نیاید کسی از نبودنم...! زندگی آنقدر ابدی نیست که... هر روز... بتوان مهربان بودن را... به فردا انداخت...!!! tag:http://shahid207.mihanblog.com 2020-04-04T01:08:07+01:00 mihanblog.com شهادت مبارک مرد .. 2015-02-27T09:01:00+01:00 2015-02-27T09:01:00+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/467 آقاسید مرتضی اخرین بار تو مدینه همدیگه رو دیدیم رفته بودیم بقیع نشسته بود تکیه داده بود به دیوار گفتم چی شده حاجی گرفته ای ؟ گفت دلم مونده پیش بچه ها گفتم بچه های لشگر ؟ نشنید .. گفت : ببین ! خدا کنه دیگ برنگردم !! زندگی خیلی برام سخت شده ... خیلی از بچه هایی که من فرماندشون بودم رفتن !! علی قوچانی ، رضا حبیب اللهی مصطفی ... یادته ؟!دیگ طاقت ندرم ببینم بچه ها شهید میشن و من میمونم بغضش ترکید سرشو گذاشت رو زانو هاش هیچ وقت اینطوری حرف نمیزد ....!امروز سالگر شهادت شهید حاج حسی


اخرین بار تو مدینه همدیگه رو دیدیم

رفته بودیم بقیع نشسته بود تکیه داده بود به دیوار

گفتم چی شده حاجی گرفته ای ؟

گفت دلم مونده پیش بچه ها

گفتم بچه های لشگر ؟ نشنید ..

گفت : ببین ! خدا کنه دیگ برنگردم !!

زندگی خیلی برام سخت شده ... خیلی از بچه هایی که من فرماندشون بودم رفتن !!

علی قوچانی ، رضا حبیب اللهی مصطفی ... یادته ؟!

دیگ طاقت ندرم ببینم بچه ها شهید میشن و من میمونم

بغضش ترکید سرشو گذاشت رو زانو هاش

هیچ وقت اینطوری حرف نمیزد ....!


امروز سالگر شهادت شهید حاج حسین خرازی

شادی روحشون 3 تا صلوات ..

]]>
یا امام حسن(ع) .. 2014-12-21T07:21:51+01:00 2014-12-21T07:21:51+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/466 آقاسید مرتضی ﺗﺎﺑﻮﺕ ﺗﯿﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﯾﮏ ﻗﺒﺮ ﺑﯽ ﺣﺮﻡ ...ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺟﺰﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺁﻗﺎﯾﯽ ﻭ ﮐﺮﻡ ...ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﻝ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺑﻘﯿﻊ ﺗﻮ ﻣﯽ ﭘﺮﻡ ...ﺩﻧﯿﺎ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ...ﺣﺘﯽ ﻧﻮﺍﺩﮔﺎﻥ ﺗﻮ ﺻﺎﺣﺐ ﺣﺮﻡ ﺷﺪﻧﺪ ...ﮐﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ ﺣﺴﻦ‏(ﻉ ‏) ...پی نوشت : خیلی غریبه این آقا خیلی ...شهادت غریبانه کریم اهل بیت و رسول الله تسلیت بادالتماس دعا توی این شب های اخر ماه صفر ...


ﺗﺎﺑﻮﺕ ﺗﯿﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﯾﮏ ﻗﺒﺮ ﺑﯽ ﺣﺮﻡ ...
ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺟﺰﺍﯼ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺁﻗﺎﯾﯽ ﻭ ﮐﺮﻡ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﻝ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺑﻘﯿﻊ ﺗﻮ ﻣﯽ ﭘﺮﻡ ...
ﺩﻧﯿﺎ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺮ ﺳﺮﻡ ...
ﺣﺘﯽ ﻧﻮﺍﺩﮔﺎﻥ ﺗﻮ ﺻﺎﺣﺐ ﺣﺮﻡ ﺷﺪﻧﺪ ...
ﮐﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ ﺣﺴﻦ‏(ﻉ ‏) ...


پی نوشت : خیلی غریبه این آقا خیلی ...

شهادت غریبانه کریم اهل بیت و رسول الله تسلیت باد

التماس دعا توی این شب های اخر ماه صفر ...
]]>
تو میروی سفر اما ... 2014-12-10T13:37:26+01:00 2014-12-10T13:37:26+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/465 آقاسید مرتضی تو میروی سفر اما روایتش با ماروایت پر سوز ، پر ز غربتش با ما ..پیاده رفتن تا کربلا برای شماو صورتی پر اشک آه و حسرتش با ماشلوغی حرم اربعین برای شمادل و سه کنج اتاق ، اوج خلوتش با ماضریح در بغل و بوسه ها برای شمازهی نبود سعادت ملامتش با ماخوش آن دمی که ببینم که گویدم ارباب ...دلی شکسته است اینجا ، حاجتش با ما ...                                   پی نوشت : باز هم توفیق نداشتیم کربلا رو از نزدیک ببینی


تو میروی سفر اما روایتش با ما
روایت پر سوز ، پر ز غربتش با ما ..

پیاده رفتن تا کربلا برای شما
و صورتی پر اشک آه و حسرتش با ما

شلوغی حرم اربعین برای شما
دل و سه کنج اتاق ، اوج خلوتش با ما

ضریح در بغل و بوسه ها برای شما
زهی نبود سعادت ملامتش با ما

خوش آن دمی که ببینم که گویدم ارباب ...
دلی شکسته است اینجا ، حاجتش با ما ...


                                   پی نوشت : باز هم توفیق نداشتیم کربلا رو از نزدیک ببینیم با اینکه بیشتر دوستام رفتن ...

   دعامون کنید ...
]]>
کربلا .. 2014-11-03T05:47:20+01:00 2014-11-03T05:47:20+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/463 آقاسید مرتضی بعضی ها ما را سرزنش می کنند که چرا دم از کربلا می زنید و از عاشورا ؛ آنها نمیدانند که برای ما کربلا بیش از آنکه یک شهر باشد یک افق است که آن را به تعداد شهدایمان فتح کرده ایم ، نه یک بار نه دو بار ... شهید آوینیپی نوشت : دوستان عزیز توی این شب ها التماس دعا شدید داریم ..

بعضی ها ما را سرزنش می کنند که چرا دم از کربلا می زنید و از عاشورا ؛ 

آنها نمیدانند که برای ما کربلا بیش از آنکه یک شهر باشد 

یک افق است 

که آن را به تعداد شهدایمان فتح کرده ایم ، 

نه یک بار نه دو بار ... 

شهید آوینی

پی نوشت : دوستان عزیز توی این شب ها التماس دعا شدید داریم ..

]]>
یا حسین (ع) .. 2014-10-25T03:49:08+01:00 2014-10-25T03:49:08+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/462 آقاسید مرتضی مادر که برود ...نظم خانه بهم میریزد ...علی نجف ...حسن بقیع ...حسین کربلا ...زینب دمشق ...السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِپی نوشت : توی این شب ها التماس دعای شدید داریم ...


مادر که برود ...

نظم خانه بهم میریزد ...

علی نجف ...

حسن بقیع ...

حسین کربلا ...

زینب دمشق ...


السَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ 
وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ 
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ 
وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

پی نوشت : توی این شب ها التماس دعای شدید داریم ...
]]>
زندگی در نظرم مسخره می آید 2014-10-15T18:54:38+01:00 2014-10-15T18:54:38+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/461 آقاسید مرتضی زندگی در نظرم مسخره می آید ...چه پیروزی هایش چه شکست هایش ...چه حیات و چه مماتش ... و چه دلخوشی هایش !چه امید بستن به ارزو ها و چه ترس از قضا و قدر ...همه و همه در نظرم مسخره می آید .. !به هیچ چیز و هیچ کس دلخوشی ندارم از هیچ چیز و هیچ کس امید و انتظاری ندارمفقط بخاطر وظیفه بر میخیزمو بخاطر وظیفه زندگی میکنم ...والا حیات بر من سنگین و غیر قابل تحمل بوده است ...شهید دکتر مصطفی چمران 


زندگی در نظرم مسخره می آید ...

چه پیروزی هایش چه شکست هایش ...

چه حیات و چه مماتش ... و چه دلخوشی هایش !

چه امید بستن به ارزو ها و چه ترس از قضا و قدر ...

همه و همه در نظرم مسخره می آید .. !

به هیچ چیز و هیچ کس دلخوشی ندارم 

از هیچ چیز و هیچ کس امید و انتظاری ندارم

فقط بخاطر وظیفه بر میخیزم

و بخاطر وظیفه زندگی میکنم ...

والا حیات بر من سنگین و غیر قابل تحمل بوده است ...


شهید دکتر مصطفی چمران 
]]>
مادر ! 2014-09-25T12:46:30+01:00 2014-09-25T12:46:30+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/460 آقاسید مرتضی اسیر شده بودیم،ما رو بردند اردوگاه العماره ...داخل اردوگاه تعدادی از شهدای ایرانی رو دیدم .معلوم بود بعد از اسارت به شهادت رسیده بودند.جمله ای که روی دست یکی از شهدای اونجا نوشته شده بودبا خوندنش مو به بدنم راست شد !!!روی دست آن شهید با خودکار نوشته شده بود:مادر ! من از تشنگی شهید شدم !...پی نوشت : بس نیست فقط لفظ شهدا شرمنده ایم ؟؟!هفته دفاع مقدس گرامی باد ...


اسیر شده بودیم،ما رو بردند اردوگاه العماره ...

داخل اردوگاه تعدادی از شهدای ایرانی رو دیدم .معلوم بود بعد از اسارت به شهادت رسیده بودند.

جمله ای که روی دست یکی از شهدای اونجا نوشته شده بود

با خوندنش مو به بدنم راست شد !!!

روی دست آن شهید با خودکار نوشته شده بود:

مادر ! من از تشنگی شهید شدم !...

پی نوشت : بس نیست فقط لفظ شهدا شرمنده ایم ؟؟!

هفته دفاع مقدس گرامی باد ...
]]>
یا رضا (ع) 2014-09-14T13:38:58+01:00 2014-09-14T13:38:58+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/459 آقاسید مرتضی بهر حاجات اگر دست دعا برخیزددلبری هست به هر حال به پا برخیزد ...لطف آقای خراسان ز همه بیشتر استهر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد ...آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطندوقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد ...پی نوشت : بالاخره اقا طلبید ... دارم میرم مشهد ...دعا گوی همتون هستم ...


بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد
دلبری هست به هر حال به پا برخیزد ...

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است
هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد ...

آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد ...


پی نوشت : بالاخره اقا طلبید ... دارم میرم مشهد ...

دعا گوی همتون هستم ...
]]>
چگونه روی موکت با کفش راه بروم اما ... 2014-08-25T18:51:30+01:00 2014-08-25T18:51:30+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/458 آقاسید مرتضی وقتی آن شب هزینه تعویض موکت فرسوده کف اتاقش در نخست وزیری را که مبلغی ناچیز شده بود نپذیرفت !! توضیح می خواست ... گفتم :شما نخست وزیرید! شخصیت هایی از داخل و خارج به دیدنتان می آیند. لابد این مقدار اصلاح و هزینه به مصلحت بود.وانگهی هر چند انقلاب شد و شکل حکومت و شیوه خدمت تغییر یافته اما ضرورت زمان نمی شناسد و…او که فکر می کرد شاید مقصودش را خوب درک نکرده ام با نگاهی نافذ و نگران گفت :من چگونه نخست وزیری باشم که روی موکت با کفش راه بروم ..اما باشند مردمی محروم که چیزی نداشته باشند


وقتی آن شب هزینه تعویض موکت فرسوده کف اتاقش در نخست وزیری را که مبلغی ناچیز شده بود نپذیرفت !!


 توضیح می خواست ... گفتم :


شما نخست وزیرید! شخصیت هایی از داخل و خارج به دیدنتان می آیند. لابد این مقدار اصلاح و هزینه به مصلحت بود.


وانگهی هر چند انقلاب شد و شکل حکومت و شیوه خدمت تغییر یافته اما ضرورت زمان نمی شناسد و…


او که فکر می کرد شاید مقصودش را خوب درک نکرده ام با نگاهی نافذ و نگران گفت :


من چگونه نخست وزیری باشم که روی موکت با کفش راه بروم ..


اما باشند مردمی محروم که چیزی نداشته باشند روی آن بخوابند!


من اگر بخواهم فارغ از دنیای محرومان جامعه با این وسایل و امکانات رفاهی زمامداری کنم سخت اشتباه کرده ام !


نه برادر! من با محرومیت انس و عادت دارم .


دوست دارم وقتی شب سر بر بستر می گذارم نباشند محرومانی که من از حال آنها غفلت کرده باشم ....



پی نوشت : شادی روح شهید رجایی و باهنر سه صلوات بفرستین ...

]]>
آخه ارمنیه !!! 2014-08-16T13:40:03+01:00 2014-08-16T13:40:03+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/457 آقاسید مرتضی یک اسیر عراقی نقل می کرد، در عملیاتی سرلشکر ماهر عبدالرشید فرمانده سپاه هفتم عراق می بیندیکی از درجه دارهایش یک اسیر ایرانی را به باد کتک گرفته و دست بردارش نیست.ماهر عبدالرشید خطاب به درجه دار گفت: چرا این اسیر بیچاره رو این همه کتک می زنی، گناه داره؟ درجه دار در جواب او گفته بود: قربان! این اسیر به خمینی فحش نمی ده! ماهر عبدالرشید گفته بود: اگه فحش نمی ده، این قدر زدن نداره. درجه دار در جواب گفته بود: قربان! من از این موضوع عصبانی ام که این اسیر ارمنیه و به خمینی فحش نمی ده!من


یک اسیر عراقی نقل می کرد، در عملیاتی سرلشکر ماهر عبدالرشید فرمانده سپاه هفتم عراق می بیند

یکی از درجه دارهایش یک اسیر ایرانی را به باد کتک گرفته و دست بردارش نیست.

ماهر عبدالرشید خطاب به درجه دار گفت: چرا این اسیر بیچاره رو این همه کتک می زنی، گناه داره؟ 

درجه دار در جواب او گفته بود: قربان! این اسیر به خمینی فحش نمی ده! 

ماهر عبدالرشید گفته بود: اگه فحش نمی ده، این قدر زدن نداره. درجه دار در جواب گفته بود

قربان! من از این موضوع عصبانی ام که این اسیر ارمنیه و به خمینی فحش نمی ده!

منبع : افسران جنگ نرم
]]>
خیلی کم بودن ! 2014-08-08T10:35:28+01:00 2014-08-08T10:35:28+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/456 آقاسید مرتضی اولین بار بود که می رفتم جبهه ...شب قدر که رسید ، به اتفاق چند تا از بچه ها رفتیم مراسم احیاءجمعیت رو که دیدیم تعجب کردیماز مجموع 350 نفر افراد گردان ، فقط بیست نفر اومده بودنشب دوم هم همین طور بودبرام سؤال شده بود که چرا بچه ها برا احیا نیومدنبا خودم گفتم نکنه خبر نداشته باشن...؟!... از محل برگزاری احیاء اومدم بیرونپشت مقر ما صحرایی بود که شیارها و تل زیادی داشتبه سمت صحرا حرکت کردمنزدیک شیارها که رسیدم ، دیدم در بین هر شیار، رزمنده ای رو به قبله نشستهقرآن رو روی سرش گرفته و زمزمه می کنهمراسم


اولین بار بود که می رفتم جبهه ...


شب قدر که رسید ، به اتفاق چند تا از بچه ها رفتیم مراسم احیاء

جمعیت رو که دیدیم تعجب کردیم

از مجموع 350 نفر افراد گردان ، فقط بیست نفر اومده بودن

شب دوم هم همین طور بود

برام سؤال شده بود که چرا بچه ها برا احیا نیومدن

با خودم گفتم نکنه خبر نداشته باشن...؟!

... از محل برگزاری احیاء اومدم بیرون

پشت مقر ما صحرایی بود که شیارها و تل زیادی داشت

به سمت صحرا حرکت کردم

نزدیک شیارها که رسیدم ، دیدم در بین هر شیار، رزمنده ای رو به قبله نشسته

قرآن رو روی سرش گرفته و زمزمه می کنه

مراسم احیاء از بلندگو پخش میشد

بچه ها صدا رو می شنیدن و توی تنهایی و تاریکی حفره ها ، با خدا راز و نیاز می کردن

تازه فهمیدم داستان اون جمعیت کم توی محل برگزاری مراسم چیه...


منبع : افسران جنگ نرم
]]>
کودکم ... 2014-07-25T11:39:05+01:00 2014-07-25T11:39:05+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/455 آقاسید مرتضی کودکم! ...نه رفح نه غزه نه رام الله نه تعصب اعراب شرمسارم که گذرگاهی برای عبورت باز نبود جز دنیاشرمسارم که با خاموشیِ تبر ابراهیم هم منجنیق ها برایت بر پاست..!کودکم!عبورت درد داشت اماحالا  آتش غزه برای من ...گلستان بهشت دختر پیامبر برای تو ...رهایی ات مبارک پرنده ام...


کودکم! ...

نه رفح نه غزه نه رام الله 

نه تعصب اعراب 

شرمسارم که گذرگاهی برای عبورت باز نبود جز دنیا

شرمسارم که با خاموشیِ تبر ابراهیم هم منجنیق ها برایت بر پاست..!

کودکم!

عبورت درد داشت اما

حالا  آتش غزه برای من ...

گلستان بهشت دختر پیامبر برای تو ...

رهایی ات مبارک پرنده ام...
]]>
یا علی (ع) ... 2014-07-19T13:53:30+01:00 2014-07-19T13:53:30+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/454 آقاسید مرتضی حضرت " واژه برخواستن " از پا افتاد ...یا علی (ع) ...پی نوشت : تو این شبای عزیز مارو هم دعا کنید ...


حضرت " واژه برخواستن " از پا افتاد ...

یا علی (ع) ...


پی نوشت : تو این شبای عزیز مارو هم دعا کنید ...
]]>
دلم هوای عباس کرده ... 2014-07-09T14:43:00+01:00 2014-07-09T14:43:00+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/453 آقاسید مرتضی اومد پیشم گفت: خیلی دلم گرفته. روضه میخونی؟؟؟ شاید دیگه فرصت نباشه!!گفتم! برو شب عملیاته! خیلی کار دارم!!رفت و با دوستش برگشت! اصرار که فقط چند دقیقه!! خواهش میکنم.3تایی نشستیمگفتم:چه روضه ای؟گفت:دلم هوای عباس کرده!منم شروع کردم!ای اهل حرم میر علمدار نیامد.علمدار نیامد!سقای حرم سید و سالار نیامد.علمدار نیامد!کلی وقت با همین2بیت گریه کردند.رهاشون کردم ب حال خودشون!عملیات با رمز یا ابالفضل العباس شروع شد.بیسیم زدم وضعیتشو بپرسمگفتند:چند لحظه قبل شهید شد با دست بریده و نارنجک به دست !


اومد پیشم گفت: خیلی دلم گرفته. روضه میخونی؟؟؟ شاید دیگه فرصت نباشه!!


گفتم! برو شب عملیاته! خیلی کار دارم!!

رفت و با دوستش برگشت! اصرار که فقط چند دقیقه!! خواهش میکنم.

3تایی نشستیم

گفتم:چه روضه ای؟

گفت:دلم هوای عباس کرده!

منم شروع کردم!

ای اهل حرم میر علمدار نیامد.علمدار نیامد!

سقای حرم سید و سالار نیامد.علمدار نیامد!

کلی وقت با همین2بیت گریه کردند.رهاشون کردم ب حال خودشون!

عملیات با رمز یا ابالفضل العباس شروع شد.

بیسیم زدم وضعیتشو بپرسم

گفتند:چند لحظه قبل شهید شد با دست بریده و نارنجک به دست !
]]>
پرواز بی فرود ... 2014-07-05T14:07:25+01:00 2014-07-05T14:07:25+01:00 tag:http://shahid207.mihanblog.com/post/452 آقاسید مرتضی آخر مگر هواپیمای مسافربری ، ترس دارد ؟!پس.......آنها از چه چیز ترسیده بودند؟!آنها از تو چه دیدند................که ترسیدند؟!مگر نگاه معصومانه تو ، می توانست کسی را تهدید کند؟مگر شیرین زبانی های کودکانه ات ، می توانست به کسی آزار برساند؟پس.........آنها از تو چه دیدند که به قاتلت مدال شجاعت دادند ؟راستی نگفتی !.......به کدامین گناه کشته شدی ، کودک زیبای سرزمین من ؟!پی نوشت : شادی روح شهدای 12 تیر صلوات


آخر مگر هواپیمای مسافربری ، ترس دارد ؟!

پس.......آنها از چه چیز ترسیده بودند؟!

آنها از تو چه دیدند................که ترسیدند؟!

مگر نگاه معصومانه تو ، می توانست کسی را تهدید کند؟

مگر شیرین زبانی های کودکانه ات ، می توانست به کسی آزار برساند؟

پس.........آنها از تو چه دیدند که به قاتلت مدال شجاعت دادند ؟

راستی نگفتی !.......به کدامین گناه کشته شدی ، کودک زیبای سرزمین من ؟!


پی نوشت : شادی روح شهدای 12 تیر صلوات
]]>