تبلیغات
شهادت زیباست - مطالب مرداد 1393
  1. آخه ارمنیه !!!

    شنبه 25 مرداد 1393 06:10 ب.ظ آقاسید مرتضی



    یک اسیر عراقی نقل می کرد، در عملیاتی سرلشکر ماهر عبدالرشید فرمانده سپاه هفتم عراق می بیند

    یکی از درجه دارهایش یک اسیر ایرانی را به باد کتک گرفته و دست بردارش نیست.

    ماهر عبدالرشید خطاب به درجه دار گفت: چرا این اسیر بیچاره رو این همه کتک می زنی، گناه داره؟ 

    درجه دار در جواب او گفته بود: قربان! این اسیر به خمینی فحش نمی ده! 

    ماهر عبدالرشید گفته بود: اگه فحش نمی ده، این قدر زدن نداره. درجه دار در جواب گفته بود

    قربان! من از این موضوع عصبانی ام که این اسیر ارمنیه و به خمینی فحش نمی ده!

    منبع : افسران جنگ نرم


  2. خیلی کم بودن !

    جمعه 17 مرداد 1393 03:05 ب.ظ آقاسید مرتضی



    اولین بار بود که می رفتم جبهه ...


    شب قدر که رسید ، به اتفاق چند تا از بچه ها رفتیم مراسم احیاء

    جمعیت رو که دیدیم تعجب کردیم

    از مجموع 350 نفر افراد گردان ، فقط بیست نفر اومده بودن

    شب دوم هم همین طور بود

    برام سؤال شده بود که چرا بچه ها برا احیا نیومدن

    با خودم گفتم نکنه خبر نداشته باشن...؟!

    ... از محل برگزاری احیاء اومدم بیرون

    پشت مقر ما صحرایی بود که شیارها و تل زیادی داشت

    به سمت صحرا حرکت کردم

    نزدیک شیارها که رسیدم ، دیدم در بین هر شیار، رزمنده ای رو به قبله نشسته

    قرآن رو روی سرش گرفته و زمزمه می کنه

    مراسم احیاء از بلندگو پخش میشد

    بچه ها صدا رو می شنیدن و توی تنهایی و تاریکی حفره ها ، با خدا راز و نیاز می کردن

    تازه فهمیدم داستان اون جمعیت کم توی محل برگزاری مراسم چیه...


    منبع : افسران جنگ نرم


  3. کودکم ...

    جمعه 3 مرداد 1393 04:09 ب.ظ آقاسید مرتضی



    کودکم! ...

    نه رفح نه غزه نه رام الله 

    نه تعصب اعراب 

    شرمسارم که گذرگاهی برای عبورت باز نبود جز دنیا

    شرمسارم که با خاموشیِ تبر ابراهیم هم منجنیق ها برایت بر پاست..!

    کودکم!

    عبورت درد داشت اما

    حالا  آتش غزه برای من ...

    گلستان بهشت دختر پیامبر برای تو ...

    رهایی ات مبارک پرنده ام...