تبلیغات
شهادت زیباست - مطالب بهمن 1392
  1. free iranian soldier

    شنبه 26 بهمن 1392 09:47 ب.ظ آقاسید مرتضی


    تو چه میدانی در سرمای منفی 3 درجه نگهبانی دادن یعنی چه...

    تو چه میدانی اگر که سر پست خوابت ببرد کسی در کمین است تا سرت را ببرد...

    تو چه میدانی مرز کجاست؟...مرزبان کیست؟....

    تو در آن لحظه فرق خودی با غیر خودی را نمیدانی...تو در آن لحظه به هیچ چیز فکر نمیکنی....

    تو درآن لحظه حتی نمیدانی اسلحه ی در دستت مسلح است یا نه .. 

    همه اش در کمتر از لحظه ای اتفاق می افتد...تا به خودت می آیی میبینی اسیر شده ای...

    از گروه پشتیبانی خبری نیست.....تکان بخوری با تیر مغزت را متلاشی میکنند....

    احساس میکنی تمام بدنت بی حس شده است...اگر کلمه ای حرف بزنی

    با قنداق اسلحه چنان بر سرت میکوبند که چشمانت سیاهی برود...هنوز هم در دل از خدا کمک میخواهی..

    الان دیگر اسیر شده ای...ناخودآگاه به یاد کربلا می افتی....

    الان چشمانت را بسته اند و دارند تو وهمرزمانت را سوار ماشین میکنند...

    ترسی در دلت می افتد...یاد مادر و پدر می افتی....

    هنوز به تو آب نداده اند...لب هایت غرق تشنگی شده اند..در دلت مدام یا حسین یا حسین میگویی...

    دوباره به فکر مادر می آفتی و قتی که خبر ربوده شدنت را می شنود...

    دلت میگیرد..

    راستی هنوز به تو آب نداده اند..فدای لب های تشنه ات بشوم..

    اما نگران مباش که برادرانت به سوی تو در حال حرکتند....


    پی نوشت : برای سلامتیشون دعا کنید ...


  2. دو ساله شدیم ...

    دوشنبه 21 بهمن 1392 09:43 ب.ظ آقاسید مرتضی



    سلام دوستان و همسنگران عزیز ....

    دو سال پیش تو همچین روزی تصمیم به ساخت این وب کردم و هدفتم تنها زنده نگه داشتن یاد شهدا بود 

    که به قول امام خامنه ای (مدظله) کمتر از شهادت نیست.....

    از اون روز دوسال میگذره و روزای زیادی و رو پشت سر گزاشتیم .....

    تنها کسی که به من تا امروز کمک کرد که وبو نگه دارمو و به عشق خودش وب ساختم آقا سید مرتضی اوینی بود ....

    امیدوارم تونسته باشم توی این دو سال کمکی هرچند کم و تاثیری هرچند قلیل گزاشته باشم

    اگه نظری درباره وب دارین به ما بگین خیلی خوشحال میشیم ....

    امیدوارم بازم بتونم با قدرت به کارم در راه شهدا ادامه بدم ......

    یا حق

    شهادت زیباست ....


  3. ورزش اگه برای خدا باشه عبادته

    دوشنبه 14 بهمن 1392 09:44 ب.ظ آقاسید مرتضی



    یکی از بچـه ها به ابــراهیم گفـت :

     ابرام جـون! تیـپ و هیکلـت خیلی جالـب شـــده...

     توی راه که می اومـدی دوتا دختـر پشـت سرت بـودن و مرتـب از تو حـرف میـزدند... 

    شلــوار و پیرهن شیـک که پوشـیدی، ساک ورزشی هم که دسـت گرفتی ، کاملاً معلومه ورزشکاری! 

    ابراهیم خیلی نارحت شد. رفت توی فکر. اصلاً تـوقع چنیـن چیزی را نداشـت.... 

    جلسـه بعد که ابراهـیم را دیـدم خـنده ام گرفته ؛ پیراهن بلنــد پوشیده بود و شلوار گشـاد!

     به جای سـاک ورزشی هم کیسـه پلاسـتیکی دست گـرفته بـود...

     تیپش به هر آدمی می خورد غیر از کـشتی گیر.... 

    بچه ها میگفتــند : تو دیگه چه جـور آدمی هسـتی! ما باشگـاه میایم تا هیکـل 

    ورزشـکاری پیدا کنـیم. بعد هم لباس تنـگ بپوشـیم. اما تو با این هیکل قشـنگ و رو فرم،

    آخه این چه لباس هائیه که میپوشی؟! 

    ابراهیم به این حــرف ها اهمیت نمی داد و به بچه ها توصیه می کرد: 

    ورزش اگه برای خدا باشه، عبادته؛

     به هر نیت دیگه ای باشه ، فقط ضرره...

    کتــاب سـلام بر ابراهیـم ص۴۱