تبلیغات
شهادت زیباست - عمو آب
  1. عمو آب

    یکشنبه 24 آذر 1392 05:27 ب.ظ آقاسید مرتضی



    تقریبا به کربلا رسیده بودیم ....

    داشتیم کنار هم راه میرفتیم که دیدم صدای هق هق یکی از رفقا بلند شد !!!

    نگاهش کردم گفتم چی شده ؟!!!

    اشاره کرد به دختر چند ساله ای که دم موکب ایستاده بود و لیوان آب را گرفته بود دستش

    و با صدای بچه گانه ای به رفیقمان آب تعارف میکرد :

    عمی .... ماء !!!! (عمو ... آب )


    پی نوشت : دوستان هرکی تویق پیدا کرده اربعین کربلا باشه .... اگ تونست برا ما هم دعا کنه که خیلی محتاجیم


  2. انتظار

      یا رقیه مددی:
    ابر مستی تیره گون شد،باز بی حد گریه کرد
    با غمت گاهی نباید ساخت،باید گریه کرد
    ای که از بوی طعام خانه ها خوابت نبرد
    مادرم نذر تو را هر وقت هم زد،گریه کرد
    از سر ایمان به داغت گاه میگویم به خویش
    شاید آن شب "زجر"هم وقتی تو را زد گریه کرد...
     

    زندگی در جوانی

      سلام
    مخلص رزمنده های سایبری
    آقا گریمون انداختی با این عکس..
    اگه تمایل به تبادل لینک داشتی خبرم کن!
    منتظریم مشتی!
    یا علی
     

    بانوی کربلا ندیده

      البته منظور مطلب اولی ست.
     

    بانوی کربلا ندیده

      سلام علیکم..
    شهادت روزتون...

    بااجازه تون ایم مطلب رو تو وب خودم وچند جای دیگر منتشر میکنم..

    حلال بفرمایید
    التماس دعا
     

    بانوی کربلا ندیده

      یک سال تو شلمچه قرعه کشی شده بود بین خادم الشهدا برای کربلا اسم شهید حجت الله در نیومد.خداشاهده4ساعت بی هوش جلوی فنس های شلمچه روبه روی گمرک افتاده بود ونمی تونست حرف بزند..بعد که او را به هوش اوردیم گفتم حجت چته؟چراغش کردی؟چرا حرف نمیزنی؟
    باگریه گفت:حاج اقا علی چرا اقا نمی خواد هنوز منو قبول کنه؟!

    به نقل از همسنگر شهید حجت الله رحیمی.
     

    پاسخ دهید

     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر