تبلیغات
شهادت زیباست - رجایی ...
  1. رجایی ...

    پنجشنبه 7 شهریور 1392 03:00 ب.ظ آقاسید مرتضی

     

     

    وقتی كه نخست وزیر بود صبح روزی جهت دیدار و رساندن پیامی وارد همان خانه تاریخی (كلنگی) وی شدم.

    از مشاهده صحنه ای قلبم به درد آمد.

     هوا كمی گرم بود. او خیلی ساده با یك زیر پیراهن كه چند جای آن سوراخ بود و در گوشه حیاط خانه اش نشسته بود

     و داشت با دو ـ سه دانه خرما و یك لیوان شیر صبحانه می خورد! بعد از سلام و احوالپرسی و تعارف به صبحانه گفتم:

    ای عزیز! این چه وضعی است كه شما دارید چرا به خود نمی رسید و این قدر زندگی را به خود سخت گرفته اید

     از شما توقع نداریم مانند نخست وزیران دوره ستم شاهی باشید 

    لااقل یك زیر پیراهن درست و حسابی به تن كنید! مثل این كه شما نخست وزیرید!

    آهی كشید و نكته ای گفت كه سوز دل و نفوذ كلام از دل بر آمده اش همواره در خاطرم جاودان مانده است. او گفت:

    جانم! از این حالم نگران نباش! 

    نگران آن روزم باش كه میز و مسئولیت مرا بگیرد و من گذشته خویش را فراموش كنم. 

    خدا نكند روزی بر من بیاید كه یادم برود چه وظیفه سنگینی در قبال خدا و خلق دارم.

     از شما می خواهم در حق من دعا كنید. 

    من تحت تاثیر این سخن از دل بر آمده اش بی اختیار از جایم برخاستم و پیشانی اش را بوسه دادم!

    سیفی ،فرهنگ پایداری تبیان


    شادی روح شهید رجایی و یارانش صلوات 



  2. محمد محسن

      سلام داداش.با قدرت می گویم دیگر مانند شهید رجایی در ایران نیست و نخواهد بود...
    شادی روحش صلوات...
     

    انتظار

      شهید رجایی و باهنر از مردان کمیاب روزگار ما بودن
    خدا گناهان ما رو به حق خوبیهای اونها ببخشه
    شهادت قسمت ما میشد ای کاش
     

    پاسخ دهید

     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر